کمی درنگ

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه‌هایش را سیر کند، گوشت بدن

خودش را می‌کند و می‌داد به جوجه‌هایش می‌خوردند زمستان تمام شد و

کلاغ مرد! اما بچه‌هایش نجات پیدا کردند و گفتند:

 آخی خوب شد مرد، راحت شدیم از این غذای تکراری!

 

         این است واقعیت تلخ روزگار ما

سلام طاعات قبول

امتحانای خرداد تمام شد چند تا کلاس تقویتی هم داشتم که هفته ی قبل تمام

شد تو ماه مبارک وقت آزادم بیشتره. چند روز پیش داشتم به این موضوع فکر

میکردم که خدا فوق تصور ما کریم و بخشنده ست اگه ما به کسی (مثلا از

اطرافیانمون) خوبی کنیم و طرف نمکدون بشکنه (اونم نه برای یک بار مثلا دو سه

مرتبه)    لا اقل کاری که باهاش میکنیم(اگه تلافی نکنیم) بهش کم محلی میکنیم

یا از بعضی چیزا محروم میشه. پیش خودم داشتم فکر میکردم و میگفتم من این

همه معصیت کردم این همه توبه شکنی خدا یه بار بهم گفت حامد امروز حق

نداری  صبحانه یا ناهار من رو  بخوری!!

جدی اگه رزقمون بسته میشد (فقط همین یه نعمت و میگم) چی میشد؟

ما آدما اگه به کسی خوبی کنیم تا صد بار به روش نیاریم و با منت تحقیرش نکنیم

این نفسمون آروم نمیشه اما خدا هروز و هر لحظه شاهد قصور و تقصیر ماست؟ جدی یه سوال:


چرا محضریت خدا رو درک نمیکنیم؟؟؟


"الهی اجرنی من الیم غضبک و عظیم سخطک"(مناجات خمسه عشر)